معیارهای بازاریابی که برای مدیر شما اهمیت دارد

معیارهای بازاریابی که برای مدیر شما اهمیت دارد

معیارهای بازاریابی

۶ معیار بازاریابی که مدیر شما به آن اهمیت می دهد

بازاریابان، لیستی از معیار هایی که قابلیت اندازه گیری و سنجش دارند مانند تعداد بازدیدکنندگان از وب سایت، تبدیل نرخ سرمایه، تعامل در رسانه های اجتماعی، اشتراک و پست در بلاگ ها، نرخ تبدیل کلیک در بازاریابی ایمیلی … را آماده می کنند و در اختیار مدیران خود قرار می دهند.
با توجه به اینکه بسیاری از مدیران درک می کنندکه تیم بازاریابی قوی تاثیر مستقیم بروی فروش شرکت دارد اما ۷۳% از مدیران معتقد هستند که بازاریابان به اندازه کافی بروی نتایج متمرکز هستند تا نیازهای مشتریان را افزایش دهند.
اکثر مدیران تصور می کنند برنامه های تیم بازاریابی اعتبار خاصی ندارد از این رو شما با ارئه گزارش نسبت به معیارهایی که مربوط به کل هزینه بازاریابی ، حقوق، سربار، درآمد و تعداد مشتريان است می توانید مدیران خود را قانع نمایید. این مقاله شما را با شش معیار بازاریابی که برای مدیر شما با اهمیت است آشنا می نمایید.

۱٫ هزینه کسب مشتری (CAC)

هزینه خرید مشتری معیاری است برای تعیین کل هزینه ای که شرکت صرف کرده است تا مشتری جدید را بدست آورد.
برای اندازه گیری آن، کل فروش و هزینه را در یک بازه زمانی مشخص تقسیم بر تعداد مشتریان جدید در آن بازه زمانی می کنیم.
هزینه بازاریابی و فروش : خرج برنامه و تبلیغات + حقوق + درصد کمیسیون و پاداش + سربار در یک ماه، سه ماه یا سال
مشتری جدید : تعداد مشتری جدید در یک ماه، سه ماه یا سال
فرمول : فروش و هزینه بازاریابی ÷ مشتریان جدید = CAC

مثال:

1. هزینه کسب مشتری(CAC)

این نشان می دهد که شرکت شما چقدر هزینه صرف بدست آوردن مشتری جدید می کند. آنچه اهمیت دارد کاهش میانگین CAC است. افزایش در CAC به این معنی است که شما برای هر مشتری جدید هزینه بیشتری می کنید که می تواند به این معنی باشد که شما با فروش یا تیم بازاریابی خود مشکل دارید.

۲٫ درصد بازاریابی از هزینه کسب مشتری

درصد بازاریابی از هزینه کسب مشتری بخش بازاریابی از کل CAC شما است، به عنوان یک درصد از کل CAC محاسبه می شود.
چگونه آن را محاسبه کنید: تمام هزینه های بازاریابی خود را بپردازید و بر کل فروش و هزینه های بازاریابی که شما برای محاسبه CAC استفاده می کنید، تقسیم نمایید.
هزینه های بازاریابی = هزینه + حقوق + کمیسیون و پاداش + سربار فقط برای بخش بازاریابی
هزینه فروش و بازاریابی = برنامه و تبلیغات هزینه + حقوق + کمیسیون و پاداش + سربار در یک ماه، سه ماه یا یک سال
فرمول: بازاریابی هزینه های فروش و هزینه های بازاریابی = M% – CAC

مثال:

درصد بازاریابی از هزینه کسب مشتری

اهمیت این موضوع این است که M% – CAC می تواند به شما نشان دهد چگونه شما عملکرد تیم بازاریابی و هزینه های تاثیر گذار بر هزینه کسب مشتری کلی.

افزایش M% – CAC به دلایل زیر مرتبط است:

۱٫ تیم فروش شما می تواند عملکرد نامناسب داشته باشد و در نتیجه دریافت پایین تر کمیسیون و / یا پاداش.
۲٫ تیم بازاریابی شما بیش از حد خرج می کند یا هزینه زیادی دارد.
۳٫ شما در مرحله سرمایه گذاری هستید، صرف هزینه بیشتری برای بازاریابی که منجر به کیفیت بالا و بهبود بهره وری فروش شما می شود.

۳٫ نسبت ارزش طول عمر مشتری (LTV) به CAC

نسبت ارزش طول عمر مشتری به CAC راهی برای شرکت ها است، با تخمین کل ارزش شرکت شما از هر مشتری در مقایسه با آنچه که برای کسب مشتری جدید صرف می کنید.
برای محاسبه LTV: CAC شما نیاز به محاسبه ارزش طول عمر ، CAC و پیدا کردن نسبت آن با هم دارید.
ارزش طول عمر (LTV) = (درآمد از مشتری در یک دوره – حاشیه سود ) درصد پیش بینی شده برای این مشتری.
فرمول: LTV: CAC

مثال:

نسبت ارزش طول عمر مشتری (LTV) به CAC
این چه معناداری دارد: LTV: CAC بالاتر، ROI بیشتر نشان می دهد که تیم فروش و بازاریاب شما منجر به افزایش کل درآمد شده است. با این حال، شما نمی خواهید این نسبت بیش از حد بالا باشد، همانطور که همیشه برای کسب مشتری جدید باید سرمایه گذاری کنید .
افزایش فروش و بازاریابی نسبت LTV: CAC شما را کاهش می دهد ، اما می تواند به افزایش کل رشد شرکت شما کمک کند.

۴٫ زمان بازپرداخت CAC

زمان بازپرداخت CAC به شما نشان می دهد که شرکت شما به چند ماه زمان برای به دست آوردن درآمد از CAC که صرف کسب مشتریان جدید شده است، نیاز دارد.
چگونه می توان آن را محاسبه کرد: زمان باز پرداخت CAC را با استفاده از CAC و تقسیم معدل درآمد خود در هر ماه بر میانگین مشتریان جدید محاسبه کنید.
معدل درآمد = چقدر مشتریان شما متوسط در هر ماه پرداخت می کنند.
فرمول: زمان بازپرداخت CAC = CAC ÷ معدل درآمد

مثال:

زمان بازپرداخت CAC
در صنایع، هنگامی که مشتریان شما پول را به صورت ماهیانه یا سالیانه پرداخت می کنند شما معمولا تمایل دارید زمان بازپرداخت شما کمتر از ۱۲ ماه باشد. زمان کمتر برای به دست آوردن CAC خود، زمانی است که می توانید شروع به کسب درآمد از مشتریان جدید خود نمایید. به طور کلی، اکثر کسب و کار ها به دنبال ایجاد سودآوری از هر مشتری جدید در کمتر از یک سال می باشند.

۵٫ درصد بازاریابی مشتری داخلی

درصد بازاریابی مشتری داخلی نسبت است که نشان می دهد که چه کسب و کار های جدیدی توسط بازاریابی هدایت می شود،
با تعیین اینکه کدام بخش از کل فرآیند کسب مشتری جدید به طور مستقیم از طریق بازاریابی داخلی شما جذب می شوند.
چگونگی محاسبه: بدست آوردن مشتریان جدید در یک دوره و خارج کردن درصدی از آن ها که توسط تیم بازاریاب به طور مستقیم وارد شده است.
فرمول: درصد بازاریابی مشتری داخلی = مشتریان جدید که توسط تیم بازاریاب هدایت شده اند / مشتریان جدید در یک ماه

مثال:

درصد بازاریابی مشتری داخلی

این معیار نشان می دهد که تاثیر جذب مشتریان جدید توسط تیم بازاریابی چقدر حائز اهمیت است. این درصد بر اساس رابطه فروش و بازاریابی و ساختار شما می باشد، بنابراین نسبت ایده آل با توجه به مدل کسب و کار شما متفاوت خواهد بود.
درصد بازاریابی مشتری داخلی در یک شرکت با تیم فروش خارجی و پشتیبانی داخلی ممکن است ۲۰-۴۰٪ باشد در حالی که یک شرکت با فروش داخلی و تمرکز بر تیم بازاریاب ممکن است ۴۰-۸۰٪ باشد.

۶٫ تاثیر بازاریابی بر مشتری

تاثیر بازاریابی بر مشتری، برای هدایت یک مشتری جدید و تعامل با آن ها در هر دوره از فرآیند فروش صورت می گیرد.
برای تعیین تاثیر کلی، همه مشتریان جدید را بپذیرید. شرکت شما در یک دوره معین مشخص می کند که چه درصدی از مشتریان تعامل داشته و از طریق بازاریابی جذب شده اند.
فرمول: تاثیر بازاریابی بر مشتری = تعداد مشتریان که از طریق تعامل با بازاریابی جذب شده اند / کل مشتریان جدید

مثال:

تاثیر بازاریابی بر مشتری

این معیار، تاثیر بازاریابی در کل فرآیند فروش یک محصول با توجه به چرخه عمر آن را بیان می کند. همچنین نشان دهد که چگونه بازاریابی موثر در تولید منافع جدید فروش بیشتر کمک می کند. این یک دید کلی به مدیر عامل یا مدیر ارشد مالی می دهد.

کانال تلگرام اسمارت مدیا

مطالب مرتبط---

ارسال پاسخ---

Back to top